-
تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 11:00
همين ساعت ها بود كه تلفن خونه زنگ زد و برادرم گوشي رو برداشت،تو همين دقيقه ها بود كه از نفس جدا شدي...كلماتي كه مي خواستم گوشم رو بگيرم و نشنونم،مي خواستم دروغ باشن...انقدر هول كرده بودم كه دويدم تو اتاق و دستم و گذاشتم رو قلبم،رفتم بيرون كه ببينم حال مادرم چطوره؟خيلي معمولي داشت اشپزي مي كرد،دوباره...
سالگرد ۹ ام
-
تاریخ: 1399/1/10 ساعت: 7:01
۹ سال پیش که رفتی من خیلی جوان تر بودم باباشاید چند دهه جوان ترجوانی که معنای دل کندن را نمی دانست حالا ...
خود آ
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:30
*** يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيستاز نقطهاي بترس كه شيطانيات كنند *** کور بودم و نمی دیدمت،تا لحظه ای که حس کردم دارن میگیرنت ازم،نفسم گرفت بدون تو،اون موقع بود که چشیدم معنی أَ لَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ
از تنها دختر بابا به بابا
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:30
امروز تولد توست و تو در روزي ديگر دوباره متولد شدي امروز تولد گذشته توست،تولدي كه با ان به زمين رسيدي و باباي من شدي امروز در سال پيش نشانه فرستادي برايم،امسال در اين روز اتفاقي برايم بخواه كه چون نشا
روزمرگي
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:30
همه ترسم اينه روزي برسه كه حاضر شم نقشت رو بدم به يكي ديگه بازي كنه،اخه اين فيلم بدون بازيگر مقابل مثل سايه بازي بچه هاست،تو تابستون خواب ديدم ديگه برام مهم نيستي،ديگه چشمم رو ازت نميدزدم،كه نكنه حسم رو بفهمي،زل زده بودم به چشمات بدون اينكه اب از اب تكون بخوره،انگار نه انگار كه تويي بودي،گاهي اوقات ...
فعلِ عشق
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:30
- فعلِ عشق چیه؟ +منظورتو نمی فهمم! -برای عشق باید از چه فعلی استفاده کرد؟...عشق ورزیدن؟عشق بازی کردن؟عاشق شدن؟عاشقی کردن؟ورزیدن،شدن،کردن ربطی به عشق نداره،می آد می چسبه به عشق،همون جور که می تونه به ه
روزمرگی های این روز ها
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:18
اوایل دهه بیست فکر می کنی هدفت از زندگی کردن اینه که دنیا رو تغییر بدی،استاندارد های دنیا رو جا به جا کنی و به همه نشون بدی که من کی ام رفته رفته وقتی میبینی له شدن ادم ها رو ،وقتی میبینی مراقب باید بود تا خودتم له نشی،وقتی زندگی اعجوبه های ذهنت رو بیشتر نگاه میکنی و از همه مهمتر جالش های اخلاقی و ا...
در خواب
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:18
شاید باور نکنیداما آدمهایی پیدا میشوندکه بی هیچ غمییا اضطرابیزندگی میکنند.خوب میپوشندخوب میخورندخوب میخوابنداز زندگی خانوادگی لذت میبرند.گاهی غمگین میشوندولیخم به ابرو نمیآورندو غالبا حالشان خوب استو موقع مردنآسان میمیرندمعمولا در خواب چارلز بوکوفسکی + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 2...
خداحافظی ها -1
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:01
ریز ریز می بینمت از پشتِ مهِ ثانیه های رفتهتنها نشسته ایثانیه های در گذر قطره قطره از امیدت به،نگاهِ من می کاهندمن می گذشتم و تو می ماندی تنها و منتظراینک ولیتو رفته ای و من مانده ام تنها و چشم به خوابکه خوابِ تو را ببینمکه بگویی:گذشتی از مناز گذشتن هایماز بی اعتنایی که در گام هایم بود وسختی نگاهت ب
نود و قلب خوش اومدی!
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:01
بالاخره اومدی . روز دومته و داری تو دل هممون یه جایی برای خودت جفت و جور می کنی ، با خاطرات و لحظه هایی که با خودت داری . امیدوارم همه از ته قلب دوست داشته باشن ، نود و قلب عزیز! و برای همه یکی از بهترین دورانشون باشی من با تو داستانها دارم ای عزیز ♥ + نوشته شده در دوشنبه دوم فروردین ۱۳۹۵ساعت 18:42 ...
دنیا دیوانه است
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:01
دنیا دیوانه است زیبایی نشانت می دهد دلت را که تسخیر کرد یک لجوجک 3 ساله می شود ،رویش را بر می گرداند می گوید مال تو نیست هرچه ناله کنی که می خواهمش می گذاردشان روی تاقچه که دستت نرسد. همان لحطه که رویت برگشت و واژه ی کلیدی را گفتی: به جهنم به آتشش کشیده باشند انگار همه ی آس هایش را برایت رو می کند
ویرانی
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:01
از ویرانی بدم می آمد ولی گاهی باید ویران شد اگر کهنه و سست باشی باید ویران شوی اگر سست باشی دیر یا زود روزگار ویرانت می کند تا از نو خودت را بنا کنی با آجرهای خودت نه مصالح کسی و نه رضای هیچکس جز، خودت و خدای خودت آنوقت ویرانی فقط شعار می شود برای بادهای شمالی چه باک اگر ریختم ، از سستی این بار بنا ...
روزگار بدون تو
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:01
غصه و دلخوری از بقیه آدما یه روزی فرو کش می کنه غصه و دلخوری از جایی تموم نمیشه که خودت باشی و اشتباهاتت سنگینی لحظات زمانیه که نمی دونی چه تصمیمی باید بگیری در حالی که می دونی اتفاق بزرگی در حال افتادنه و تو باید یه کاری کنی درد وقتی دردناکه که خودت مسبب درد باشی ،شاید ببخشنت یا شاید زخم هاشون خوب
قاصدک
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:01
آرزوها را به باد سپرده اند؟! شاید آرزوها را به باد داده اند برای قاصدکی سبک که طاب وزن آرزوهایشان را نداشت در نیمه راه سقوط کرد روی دست زمین میم.ز + نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 23:35 توسط MIMZ |
ندبه
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:01
ای زنان، ای مادرانِ نُدبه و افسوس! ای خواهرانِ حسرت! زنان، ای دخترانِ تجاوز! ای معشوقه های اهانت! زنان، ای همسرانِ رنج! ای عروسانِ ماتم و جور! براستی که بسیار بگریید؛ و کم بخندید! چه کاشتید و چه برداشتید! چه رشتید، و چه انباشتید! چه می نالید از این کودکانِ مادرکُش! این برادرانِ خواهر فروخته! پدرانِ
انتظار
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:01
بیا دوباره به چشمان هم اضافه شویم بیا دوباره از گلوی نگاه خیره خیره هم را نظاره شویم بیا که غربت هوای نبودن ها،کنار بودن ما محو شده بیا که از پنجره ی خیال خیانت خیال عشق من و تو محو شده بیا که بهتان هوس میان ما رد شده بیا که کل نفس ها به یک نفس ما بند شده بیا که چراغ دل،زیر نور ماهت حبس شده تو بیا ف